حسين مروج
512
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
ملك الموت - ملائكهاى كه امور مرگومير به آنها محول شده است در موقع آمدن ملك الموت خواندن سورهء يس مستحب است . جواهر الكلام ، ج 4 ، ص 22 ملك اليمين - مالك شدن كنيزكان از راه خريد و غير خريد . موارد استعمال : با ملك اليمن كنيز براى مرد حلال مىشود . فرهنگ معارف اسلامى ملكة - صفت و حالتى را گويند كه در نفس آدمى رسوخ نمايد . موارد استعمال : عدالت عبارت است از ملكهاى كه صاحبش را به مراعات تقوا وادار كند . شرح لمعه ، كتاب صلات ملموسة الابن - زنى را گويند كه پسر شخص با آن تماس بدنى ( دست بمالد و يا بوسه زند ) داشته باشد . موارد استعمال : ازدواج با ملموسة الابن مكروه است . شرح لمعه ، كتاب نكاح ملّة - مسلك فلسفى . در عرف فقيهان ، اصول شرايع است كه به وسيلهء پيامبران به مردم ابلاغ شده است . كشّاف ؛ قاموس قرآن موارد استعمال : « المرتد عن ملة » تا زنده است مالكيت او از او سلب نمىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود ملئ - ثروتمند با قدرت . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه قدرت پرداخت دين خود را داشته باشد . طلبة الطلبه موارد استعمال : براى محتال ( طلبكار ) واجب نيست حواله را حتى به ملئى قبول كند . شرح لمعه ، كتاب حواله ملّى - مرد مرتدى كه ارتداد او ملى باشد . موارد استعمال : در صورت تكرار ارتداد از ملى در مرتبهء چهارم كشته مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود ملّيّة - زنى كه به طريق ارتداد ملى مرتد مىشود . موارد استعمال : از زن مليه توبه خواسته مىشود ، در صورت توبه نكردن زندانى مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود مليىء - شخص ثروتمند و ملى هم گويند . قاموس فقهى در عرف فقها ، كسى را گويند كه جهت پرداخت ديون خود اموالى داشته باشد . موارد استعمال : قبول حواله به شخص مليىء براى محتال واجب نيست . شرح لمعه ، كتاب حواله ممارات - مجادله در امورى كه مورد شك و ترديد است . موارد استعمال : از ممارات نهى شده است و بهترين شريك آن است كه ممارات نكند . مجمع البحرين ؛ طلبة الطلبه ، كتاب شركت مماطل - كسى كه در كار تأخير مىكند ، كارى را امروز و فردا كردن . در عرف فقيهان ، 1 ) كسى است كه در اعمال حق شفعه تأخير نمايد . موارد استعمال : حق شفعهء مماطل ساقط مىشود . شرح لمعه ، كتاب شفعه 2 ) كسى را گويند كه در پرداخت بدهى تأخير كند .